به نام او
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته باران خوران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

آغاز سال جدید با آدینه ی چشم انتظاری تو همراه است مولای من .امید که همزمانی
بهار و ربیع نوید آمدن تو را داشته باشد.ان شاالله ...
به نام او
28 صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم،
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد. ...

به نام او
زنان سربلند ایران اسلامی زینب گونه و دوشادوش مردان برای به پیروزی رسیدن انقلاب شکوهمند
اسلامی تلاش کردند و از جانشان گذشتند .



به نام او
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)
خدای من اینجا کجاست که آسمـــــانش شاهد دو خورشید وخورشیدش به زیبایی
چهره ی علی (ع) است.حکایت تاریخ از دیروز تا به امروز ادامه دارد حکایتی که غربت
است ،غــــربت . غربت حسینی که پرچمدارش غریبانه در سر زمینی سرشار از بی
کسی وبی پنــــــاهی بیرق از دستانش به زمین افتاد وبیابان از افتادن ستون لشگر
حسین خون گریست چقدر عاشقانه عبـــاس به آرزویش رسید........
به نام او
اکنون به بیان برخی از حقوق زنان میپردازیم:
" حقوق سیاسی"
از آنجا که سیاست یکی از شئون جامعه میبباشد و نظام حاکم بر هر اجتماعی همانگونه کهسرپرستی مردان را بر عهده دارد،ولایت زنان آن جامعه را نیز عهده دار است.زنان نیز چون مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت یا موافقت خویش را با نظام حاکم ابراز دارند و هرگاه ولایت جامعه ولایت کفر باشد اجازه دارند تا سر حد شهادت در مقابله با نظام جائر ستیز نمایند.زنان نیز همچون مردان در ایجاد و اثبات ولایت الهی سهیم بوده و بر اساس ضرورت جامعه حق،بلکه وظیفه ی هجرت و جهاد فی سبیل الله را دارند و حق مزبور باعث میشود تا زنان نیز در قبال سیاست حاکم احساس مسئو لیت نمایند و هرگز توجیهی بر بی تفاوتی و بی دردی این قشر عظیم وجود نداشته باشد.
" حقوق فرهنگی"
زن به عنوان اولین وموثرترین مسئول تعلیم وتربیت ابناء بشر مصداق کلام مبارک ((الذین آمنو و عملوا الصالحات)) ایمانی راسخ وجانی مهذب را به عنوان خاستگاه عمل صالح (تربیت)می طلبد لذا تامین سلامت جسم وجان زن اولین وواجب ترین حقوق وی بر گردن جامعه می باشد.شایان ذکر است بر جوامع مادی که همواره مادی نگر ومادی جوبوده انددر زمینه حفظ سلامتی ویا به بیانی رساتر پرورش جسمانی زن کوشش نموده اند .لیکن در اثر عدم عنایت بر تربیت روح بانوان در عصر حاضر،جوامع استکباری شاهد حضور زنانی می باشد که چون گلهای زیبا رسته در هنر بله ها ولبخند زارها ،جسم سالم وفربهی دارند که روح بیمار وآلوده ای را در بر می گیرد .دین اسلام سلامتی جسم را وسیله ای جهت پرورش روح تلقی می نماید.این آئین حیات بخش جسم فربه نمی خواهد بلکه روح فربه طلب می کند وجامعه اسلامی نیز مکلف می باشد که صحت جسم زنان را تا مین نماید تا فعالیت های کمال جویانه ی زنان بستری مناسب داشته باشد ونیز در زمینه رشد علمی وروحی بانوان ،اجتماع موظف میباشدتا هر گونه امکانات آموزشی در دسترس قرار دهد وجهت وصول به این مهم شایسته است تا دختران از کودکی همپای تغذیه جسمانی مورد تغذیه علمی و معنوی قرار گیرند و علوم مناسب با کرامت این مربیان انسانیت به آنان آموخته شود وهمزمان در تهذیب و وارستگی روح لطیف وحساس این قشر ،مساعی کافی مبذول گردد ونیز در تقویت عواطف پاک آنان اهتمام به عمل آید.
"حقوق اقتصادی متقابل"
دین اسلام با تشریع احکام خاصی چون مهریه ونفقه،امهات جامعه را از جهت مادی تامین نموده وآنان را از نگرانی معاش رهانده است تا وظیفه خطیر انسان سازی را با آسودگی خیال به عهده گیرند واما در صورتیکه زنی از وجود نعمت سایه پدر بر سر فرزندان خویش محروم بودتکفل مخارج وی وفرزندانش بر عهده ی نظام حاکم بر جامعه اسلامی خواهد بود تا غم نان ،وی را مشغول نساخته و از پرورش فرزندان باز ندارد.
بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و تطبیق الگوی صدر اسلام با جامعه کنونی ، دکتر ثریا مکنون ومریم صانع پور.
به نام او
اکنون به بیان برخی از حقوق زنان میپردازیم:
" حقوق سیاسی"
از آنجا که سیاست یکی از شئون جامعه میبباشد و نظام حاکم بر هر اجتماعی همانگونه کهسرپرستی مردان را بر عهده دارد،ولایت زنان آن جامعه را نیز عهده دار است.زنان نیز چون مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت یا موافقت خویش را با نظام حاکم ابراز دارند و هرگاه ولایت جامعه ولایت کفر باشد اجازه دارند تا سر حد شهادت در مقابله با نظام جائر ستیز نمایند.زنان نیز همچون مردان در ایجاد و اثبات ولایت الهی سهیم بوده و بر اساس ضرورت جامعه حق،بلکه وظیفه ی هجرت و جهاد فی سبیل الله را دارند و حق مزبور باعث میشود تا زنان نیز در قبال سیاست حاکم احساس مسئو لیت نمایند و هرگز توجیهی بر بی تفاوتی و بی دردی این قشر عظیم وجود نداشته باشد.
" حقوق فرهنگی"
زن به عنوان اولین وموثرترین مسئول تعلیم وتربیت ابناء بشر مصداق کلام مبارک ((الذین آمنو و عملوا الصالحات)) ایمانی راسخ وجانی مهذب را به عنوان خاستگاه عمل صالح (تربیت)می طلبد لذا تامین سلامت جسم وجان زن اولین وواجب ترین حقوق وی بر گردن جامعه می باشد.شایان ذکر است بر جوامع مادی که همواره مادی نگر ومادی جوبوده انددر زمینه حفظ سلامتی ویا به بیانی رساتر پرورش جسمانی زن کوشش نموده اند .لیکن در اثر عدم عنایت بر تربیت روح بانوان در عصر حاضر،جوامع استکباری شاهد حضور زنانی می باشد که چون گلهای زیبا رسته در هنر بله ها ولبخند زارها ،جسم سالم وفربهی دارند که روح بیمار وآلوده ای را در بر می گیرد .دین اسلام سلامتی جسم را وسیله ای جهت پرورش روح تلقی می نماید.این آئین حیات بخش جسم فربه نمی خواهد بلکه روح فربه طلب می کند وجامعه اسلامی نیز مکلف می باشد که صحت جسم زنان را تا مین نماید تا فعالیت های کمال جویانه ی زنان بستری مناسب داشته باشد ونیز در زمینه رشد علمی وروحی بانوان ،اجتماع موظف میباشدتا هر گونه امکانات آموزشی در دسترس قرار دهد وجهت وصول به این مهم شایسته است تا دختران از کودکی همپای تغذیه جسمانی مورد تغذیه علمی و معنوی قرار گیرند و علوم مناسب با کرامت این مربیان انسانیت به آنان آموخته شود وهمزمان در تهذیب و وارستگی روح لطیف وحساس این قشر ،مساعی کافی مبذول گردد ونیز در تقویت عواطف پاک آنان اهتمام به عمل آید.
"حقوق اقتصادی متقابل"
دین اسلام با تشریع احکام خاصی چون مهریه ونفقه،امهات جامعه را از جهت مادی تامین نموده وآنان را از نگرانی معاش رهانده است تا وظیفه خطیر انسان سازی را با آسودگی خیال به عهده گیرند واما در صورتیکه زنی از وجود نعمت سایه پدر بر سر فرزندان خویش محروم بودتکفل مخارج وی وفرزندانش بر عهده ی نظام حاکم بر جامعه اسلامی خواهد بود تا غم نان ،وی را مشغول نساخته و از پرورش فرزندان باز ندارد.
بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و تطبیق الگوی صدر اسلام با جامعه کنونی ، دکتر ثریا مکنون ومریم صانع پور.
سالروز ازدواج خجسته ی مولی الموحدین امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام )
و یگانه بانوی دو عالم دخت نبی مکرم اسلام حضرت زهرای اطهر (علیهاسلام) بر همه ی
شیعیان جهان مبارک و فرخنده باد.

در مسألهى زنان آنچه که در درجهى اول اهميت قرار دارد، مسألهى «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوى از خانواده. به نظر من از همهى نقشهائى که زن ميتواند ايفاء کند، اين اهميتش بيشتر است. البته بعضىها اينطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد ميکنند و ميگويند آقا شما ميخواهيد زن را توى خانه اسير کنيد، محبوس کنيد، از حضور در صحنههاى زندگى و فعاليت باز بداريد؛ نه، به هيچ وجه قصد ما اين نيست؛ اسلام هم اين را نخواسته. اسلام وقتى که ميگويد: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»،(1) يعنى مؤمنين و مؤمنات در حفظ مجموعهى نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منکر همه سهيم و شريکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نميتوانيم زن را استثناء کنيم. مسئوليت ادارهى جامعهى اسلامى و پيشرفت جامعهى اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامى به نحوى بر حسب توانائىهاى خودشان. بحث سر اين نيست که زن آيا ميتواند مسئوليتى در بيرون از منزل داشته باشد يا نه - البته که ميتواند، شکى در اين نيست؛ نگاه اسلامى مطلقاً اين را نفى نميکند - بحث در اين است که آيا زن حق دارد به خاطر همهى چيزهاى مطلوب و جالب و شيرينى که در بيرون از محيط خانواده براى او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بين ببرد؟ نقش مادرى را، نقش همسرى را؟ حق دارد يا نه؟ ما روى اين نقش تکيه ميکنيم. من ميگويم مهمترين نقشى که يک زن در هر سطحى از علم و سواد و معلومات و تحقيق و معنويت ميتواند ايفاء کند، آن نقشى است که به عنوان يک مادر و به عنوان يک همسر ميتواند ايفاء کند؛ اين از همهى کارهاى ديگر او مهمتر است؛ اين، آن کارى است که غير از زن، کس ديگرى نميتواند آن را انجام دهد. گيرم اين زن مسئوليت مهم ديگرى هم داشته باشد - داشته باشد - اما اين مسئوليت را بايد مسئوليت اول و مسئوليت اصلى خودش بداند. بقاى نوع بشر و رشد و بالندگى استعدادهاى درونى انسان به اين وابسته است؛ حفظ سلامت روحى جامعه به اين وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنينه در مقابل بيقرارىها و بىتابىها و تلاطمها به اين وابسته است؛ اين را نبايد فراموش کنيم.
اين هنرى نيست که زن کار مردانه را تقليد کند؛ نه، زن يک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانهاى بيشتر است. امروز دستهاى بشدت مشکوک موج ضد ارزشى را در دنيا به راه انداختهاند - که در همه جا هست، در کشور ما هم متأسفانه در گوشه و کنار ديده ميشود - اينها ميخواهند زن را وادار کنند به اينکه بشود يک مرد! اين را کسر شأن زن ميدانند که چرا فلان کارها را مرد ميکند، زن نکند! اين کسر شأن است؟ نگاه به اين مسأله، نگاه غلطى است. اين را عيب ميگيرند که چرا شما ميگوئيد زن، زن است؛ مرد، مرد است. خوب، مگر اينطور نيست؟ شما دلتان ميخواهد که ما بيائيم بگوئيم زن، يک مرد است؛ آن وقت يک مرد مصنوعى؛ کپى دوم مرد! اين چه افتخارى است براى زن؟ افتخار براى زن اين است که يک زن باشد؛ يک زن کامل، يک مؤنث کامل. در مقام ارزشگذارىهاى والا اگر نگاه کنيم، اين ارزش - يک زن کامل بودن - از يک مرد کامل بودن کمتر که نيست، در مواردى قطعاً بالاتر و بيشتر هم هست. ما چرا اين را از دست بدهيم؟البته مسئوليتهائى هست که مشترک است. همانطور که گفتيم، مسئوليت حضور در جامعه و فهميدن دردهاى عمومى جامعه و سعى در علاج دردهاى عمومى جامعه، مخصوص مرد و مخصوص زن نيست؛ زنها هم نميتوانند شانهشان را از اين مسئوليت خالى کنند. اگر زنها بايد در اين زمينه کارى انجام بدهند، البته بايد انجام بدهند - محدوديتى هم وجود ندارد - اما مسئوليتهاى اختصاصى هم، يعنى آن کارى که خداى متعال به حسب طبيعت به عهدهى زن قرار داده، مهم است.
ما بايد در مورد مسألهى زن نگاه جامع داشته باشيم، و اين نگاه جامع در اسلام هست. مسألهى ارزشگذارى به اصالت زن، زن بودن، براى زن يک ارزش والاست؛ يک اصل است. به هيچ وجه تشبه به مردان براى زن ارزش به حساب نمىآيد؛ همچنان که براى مردها تشبه به زنان ارزش به حساب نمىآيد. هر کدام نقشى دارند، هر کدام جائى دارند، جايگاهى دارند و طبيعتى دارند و مقصودى از وضعيت خاص آنها در آفرينش حکيمانهى الهى مورد نظر بوده که اين مقصود بايد برآورده شود؛ اين مسأله مهم است.
امروز شما خانمها ميتوانيد در اين زمينه نقش ايفاء کنيد؛ هم تحقيق کنيد، هم بنويسيد، هم ترويج کنيد، هم عملاً نشان بدهيد. البته اين را من بارها گفتهام، الان هم ميگويم؛ در جوامع ما هم - يعنى جوامع اسلامى و جامعهى ايرانىِ خود ما - متأسفانه مثل جوامع غربى يک بىعدالتى در ارتباطات خانوادگى زن و مرد وجود داشته؛ عمده هم مربوط به داخل خانواده است؛ اين بايد جلويش گرفته شود. يک مقدارى با نصيحت امکانپذير است؛ يک مقدارىاش هم با نصيحت ممکن نيست، با ضرب و زور قانون بايد جلويش گرفته شود. زنان، مظلوم واقع ميشوند. مرد چون از لحاظ جسمانى و برخى از خصوصيات ديگر توانائىهاى بيشترى دارد، در مواردى از اين توانائىها سوء استفاده ميکند و زورگوئى ميکند؛ اين بايد جلويش گرفته شود. اين کار با قانون امکانپذير است؛ البته همانطور که عرض کرديم، با تهذيب و اخلاق مردان هم امکانپذير است.
تصوير کيفيت برخورد زن و مرد در اخلاق اسلامى و قانون اسلامى هم به نظر ما بايستى بيشتر رويش کار شود. بعضى متدين هم هستند، اما چون با مفاهيم اسلامى درست آشنا نيستند و اخلاقيات مرتبط با روابط زن و مرد را در اسلام درست نميدانند، تدينشان موجب نميشود که از غلظتشان کم شود، از تحکم و زورگوئىشان بکاهد؛ نه، هم متدينند، هم آن تحکمها و زورگوئىها را دارند؛ اين هم بايد اصلاح شود. اخلاق اسلامى در روابط زن و مرد - بخصوص در داخل خانواده - بايد مورد توجه قرار بگيرد. البته مسألهى حجاب خيلى مهم است. من مسألهى حجاب را واقعاً مهم ميدانم. اهميت مسألهى حجاب در جاهاى باواسطهاى خودش را نشان ميدهد؛ از جمله در مسألهى خانواده خودش را نشان ميدهد.
زن رسالتی بزرگ به بزرگی رسالت مرد برای احیای حقوق انسانی خویش و نجات هم نوعان خود از زندان نابرابری و تاریکی بر دوش دارد.که متاسفانه در همه ی زمانه ها مجموع نیروهای غیر خدایی بسیج شده اند.
که با از بین بردن این رسالت روشن رسالت مردان را هم در این مورد بکاهند.به طوری که نیمی از جامعه ی انسانی همیشه در حالتی قرار گرفته اند که بی شک در دادگاه وجدان بشری احتیاج به دفاع دارد.زن که همیشه در متن رویدادهای بزرگ جهان حضور داشته و پا به پای مردان چرخ های جامعه ساز زندگی انسان را به حرکت در آورده و در کارزارهای مفید و رفتارهای ارزنده نیروی محرکی بوده و مرگ های مردمی زمان های مختلف را یاری و توان میداده .آنچنان در موردش به ناسزا قضاوت شده که موجود ناتوان معرفی گردیده است.اسلام به پاسداری از تمام حقوق زنان دست اورا گرفت و در بدترین موقعیت زمانی و مکانی با راهنمایی های مفید مقابل مرد قرارش داد و هرآنچه که جامعه ای را می سازد و صحبت از زندگی معنوی و انسانیت او می کند به زن و مرد یکسان تعلیم داد.
حق انتخاب کردن و رای دادن که امروز تاحدی جالب به نظر می رسد همان است که 14 قرن قبل عملی گردیده و زنان با بیعت نمودن با رهبرانشان برای همه ی زمانهای بعد از خود فریادی رسا سردادند.تا که فریب های زیبای سلطه گران را محو سازد و نگذارند به این بهانه ی پوچ هستیشان لگدمال شود اسلام با وضع قوانینی موافق و هم ردیف با قوانین طبیعت و فطرت برای زن و مرد آن دو را به یکسان شخصیت بخشید تا آنجا که زن از قالب وسیله ی بی ارزش بیرون آمد که همان شهوت رانی مرد است .زن همدوش برادران خود در میدان مبارزه برای پشتیبانی از حقیقت به مراکز علمی به کانون های اجتماع و به طور کلی در جامعه حضور یافت .و به اتفاق مردان توانست به زندگی حقیقی خود دست یابد.
" بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و تطبیق الگوی صدر اسلام با جامعه کنونی –دکتر ثریا مکنون و مریم صانع پور"
نقش کلیدی و محوری زنان
جامعیت و گستردگی افق اندیشه و دیدگاههای تحلیلی درباره کارکردهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. نقش کلیدی و محوری زنان در فراز و فرود جامعه انسانی در این کلام امام خمینی(ره) خلاصه میشود که فرمودند: «صلاح و فساد جامعه در گرو صلاح و فساد زنهاست»
1ـ تساوی حقوق با مردان: در نظام اسلامی برخلاف نظرات افراط گرایانه فیمینیستی، زنان همسان مردان از تمام حقوق اجتماعی برخوردارند و فلسفه تفاوتهای موجود حفظ ارزش و کرامت زنان است. اما تفاوت به معنی تبعیض نیست.
2ـ مسؤولیت پذیری: مسؤولیت پذیری بانوان در نظام آفرینش دارای ابعاد گسترده ای است که به اختصار به بخشی از آن اشاره می شود. الف ـ مسؤولیتپذیری در تربیت فرزندان صالح و شایسته ب ـ حسن معاشرت با همسر و خوب همسرداری کردن ج ـ تعیین سرنوشت سیاسی ـ اجتماعی و مشارکت عمومی دـ دفاع از مملکت و ارزش های اسلامی و حفظ نظام و ..
3ـ الگوپذیری: اسوهگیری و الگوپذیری از سیره عملی نخبگان و انسانهای کامل و همگونی به ویژگیهای اخلاقی و رفتاری آنان یکی از راههای رسیدن به کمال انسانی است و سیره عملی حضرت زهرا و زینب کبری(س) برترین الگو در تمامی ابعاد زندگی فردی، سیاسی و اجتماعی به شمار می رود.
4ـ گسترش ارزشهای دینی: عشرت طلبی، مدگرایی و تقلید از فرهنگ منحط غرب از مشکلات زنان در اعصار گذشته بوده است؛ اما پس از پیروزی انقلاب ارزش های دینی، حجاب، حیا، عفت و حجب گسترش یافت و زنان برای حضور در اجتماع از انواع فشارهای روانی و امنیتی در امان ماندند.
5ـ نقش تربیتی: اگر زن مسلمان نقش مادری و تربیتی خود را به خوبی انجام دهد نسل آینده نظام، یک نسل سالم، مؤمن و معتقد خواهد بود که میتواند جامعه دینی را از گزند آفتها و تهاجمات فرهنگی بیگانگان پاس دارد و همانطور که امام (ره) فرمودند: «قرآن کریم انسانساز است و زنها نیز انسانساز هستند.»
6ـ آموزش و پرورش: افزایش بار علمی ـ فرهنگی و تبلیغی بانوان و نوآوریهای علمی و پژوهشی به عنوان نیمی از افراد جامعه بسیار حائز اهمیت است چرا که موجبات گسترش و توسعه جامعه اسلامی را فراهم میآورد.
7ـ فعالیتهای تبلیغی: نقش زنان در فعالیتهای تبلیغی و جلوگیری از تحمیل بحرانهای فرهنگی از سوی دشمنان بسیار مهم نمود پیدا میکند که میبایست با مخاطبشناسی، پیام رسانی و نیازسنجی، زنان تحصیل کرده و آموزش دیده، پیام دین را تبلیغ کنند.
8ـ فعالیتهای هنری: از آنجا که زن مظهر جمال خداوندی است و ظرافتهای خاص هنری در نهاد آفرینش زنان نهفته شده است؛ لذا فعالیتهای هنری زنان میتواند خانواده و اجتماع را در جهت زیبائی بیشتر یاری کند.
9ـ جلوه های ایثار و فداکاری: زنان در طول تاریخ نشان دادهاند که برای دستیابی به اهداف والای انسانی و کمال مطلق و برای قرب الهی از هیچ عملی فروگذار نگشتهاند و در حد توان در خدمت خانواده، همسر و اجتماع بودهاند.
10ـ بینش سیاسی و دینی: بررسی دقیق و هوشمندانه مسائل روز، دشمن شناسی، تحلیل حوادث و آشنایی با تکالیف دینی و سیاسی، رهائی از شبهه زدگی را در پی دارد. کسانی که به حوادث با دقت و از روی آگاهی و بصیرت بنگرند هیچ گاه به دام شبهات نمیافتند، امام صادق(ع) می فرمایند: (العالم بزمانه لاتهجم علیه الّوابس) بر آگاه به زمان خود افکار آلوده و شبهات هجوم نخواهد آورد. (اصول کافی، جلد1 ص27)
11ـ خنثیسازی توطئههای فرهنگی دشمن: تلاش دشمنان اسلام برای رویاروئی با جوامع اسلامی به صورتهای مختلف انجام میشود؛ اما تمرکز تلاشها و شدیدترین حملات به اسلام به صورت تهاجم فرهنگی صورت میگیرد، تا هویت انسانی و اسلامی نیروهای متعهد جامعه را تغییر دهد و آنان را استحاله معنوی و فرهنگی کند. یکی از ابزارهایی که به عنوان سلاح کارآمد درتهاجم فرهنگی به شمار می آید، استفاده ابزاری از زنان و ترویج فساد، فحشا، لاابالیگری و بیحجابی است. در نظام اسلامی ایران زنان به عنوان مقاومترین پایگاه در برابر تهاجمات فرهنگی بیگانگان به شمارمی آیند و با تأثیر عمیق تربیتی که در خانه دارند توانستهاند بسیاری از خانوادهها را از گزند تهاجم فرهنگ بیگانه مصون نگه دارند و نیز با پرورش فرزندان پاکدامن، توطئههای دشمنان را خنثی کرده و نسل انقلاب را به سلامت حفظ کنند؛ چرا که آنان دژ محکم عفت و عصمتاند.
12ـ رعایت حجاب و عفت اسلامی: از اصلیترین و محوریترین ویژگیهای روحی و اخلاقی زنان رعایت عفت و حجاب اسلامی است که سایر فعالیتها بدان ارزش پیدا میکند. بارزترین مشخصه زن مسلمان ایرانی در نظام اسلام، پاکدامنی، عفت، حجاب و رعایت شئونات اسلامی است که کامل کننده و متمم نقشآفرینی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آنان است.
13ـ الگودهی به زنان کشورهای اسلامی: نظام اسلامی که با دگرگونی معجزه آسا در اندیشه عملکرد زنان، جوشش، جنبش، حماسه و ایثار، فداکاری و اخلاص را در کالبد فسرده زن احیاء کرد. این قشر بزرگ اجتماع در پرتو عنایات الهی به عنصر فعال، شجاع، آگاه و کارآمد تبدیل گشت و این تحول شگرف انسانی و ایمان بانوان باید مایه عبرت سایر کشورهای اسلامی قرار گیرد تا با الگوپذیری از زن مسلمان ایرانی به آزادی، استقلال و شکوفایی در تمام زمینههای علمی، فنی، آموزشی، هنری و تبلیغی و غیره دست یابند.
منبع : مقاله نقش محوری زنان از حوزه علمیه خواهران الزهرا(س) آذربایجانغربی-(زن فردی متعهد خلاق پویا)


